خرید بک لینک

همهی حرفها، همهی حسها


همهچیزِ اینجا قدیمی شده


میدانی؟


چیزی برای زندگی پیدا نمیکنم...

"شهرام_شیدایی"

برچسب: نویسنده: ساناز امینی تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 5:28

مراقب من باش


از من فقط تو مانده ای...

"افشین_صالحی"

برچسب: نویسنده: ساناز امینی تاريخ: دوشنبه 4 آذر 1398 ساعت: 19:11

دوعاشقیم، ولی در دو داستان جدا


به هم رسیدن ما خوب بود، اگر میشد ...

"سجاد سامانی"

برچسب: نویسنده: ساناز امینی تاريخ: دوشنبه 4 آذر 1398 ساعت: 19:11

درد من حصار بركه نيست!


درد من زيستن با ماهياني است


كه فكر دريا به ذهنشان خطور نكرده است!!

"صمد_بهرنگی"


" ماهی سیاه کوچولو"

برچسب: نویسنده: ساناز امینی تاريخ: دوشنبه 4 آذر 1398 ساعت: 19:11

مـثـل مـعــلـم هـا بـه ذوقـــم آفـریـن گــفـت

مــانـنــد یـک طــفــل دبـسـتــانـی دلـم رفت....

"کاظم بهمنی"

برچسب: نویسنده: ساناز امینی تاريخ: چهارشنبه 13 شهريور 1398 ساعت: 13:57

چیزی میان ماست به عظمت هم آغوشی روح هادر خلوت لطافت باران یکریز...لمس زایندگی یک نفس است در الهام بخشی یک غزل...شک نکن چیزی میان ماست...***شاید روزی شهاب سنگی دنیایمان را زیر و رو کرده... یا زمان هایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساناز امینی تاريخ: چهارشنبه 13 شهريور 1398 ساعت: 13:57

ازین سکوت... ازین انجماد، می ترسم


به من کمی از گرمای دست هات بده


مرا دوباره صدا کن... مرا به یاد بیار


ازین دقایق زخمی مرا نجات بده...

(حامد ابراهیم پور)

***

...

برچسب: نویسنده: ساناز امینی تاريخ: چهارشنبه 13 شهريور 1398 ساعت: 13:57

تو آبی آسمانی آسماني كه باران يكريزتمستي ام را دو چندان مي كند، و بوي سيب دستانت مرا به شعر پيوند مي زند... و من تلاطم رودم در تلاش رسيدن به دريا... و من.... و من... و من... و من که سال هاست به تو نمیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساناز امینی تاريخ: چهارشنبه 13 شهريور 1398 ساعت: 13:57

با آن همه نیاز که من داشتم به تو


پرهیز عاشقانه من ناگزیر بود


من بارها به سوی تو بازآمدم ولی


هر بار دیر بود!....

"هوشنگ_ابتهاج"

برچسب: نویسنده: ساناز امینی تاريخ: چهارشنبه 13 شهريور 1398 ساعت: 13:57

خوبم، خوشم؛ کجام؟ هیچ جا!

نیمه شب است یا نزدیک سحر؟ نمیدانم!

انگار در مکثی خالی

میان دو دقیقهی پرهیاهو نشستهام؛

میان بینهایت گذشته و بینهایت فردا...

"درخت گلابی - داریوش مهرجویی"

***

من این جام انگار...

ولی خسته... خیلی خسته....

برچسب: نویسنده: ساناز امینی تاريخ: چهارشنبه 13 شهريور 1398 ساعت: 13:57

زمان هیچگاه دردی را درمان نکرده است!


این ما هستیم که به مرور


به دردها عادت میکنیم...

صد سال تنهایی


گابریل_گارسیا_مارکز

***

و درد تو عادت نشد که نشد...

برچسب: نویسنده: ساناز امینی تاريخ: چهارشنبه 13 شهريور 1398 ساعت: 13:57

دنیا را چه دیدی

شاید روزی چشمهایمان را باز کردیم

و دیگر درد نداشتیم...

برچسب: نویسنده: ساناز امینی تاريخ: چهارشنبه 13 شهريور 1398 ساعت: 13:57

خوشبختی از نگاهِ هرکسی،

معنایی متفاوت دارد.

اما از نظر من


آدمهایی خوشبختند که عشق به موقع به

سراغشون بیاد ...

"شهری چون بهشت

سیمین_دانشور"

برچسب: نویسنده: ساناز امینی تاريخ: چهارشنبه 13 شهريور 1398 ساعت: 13:57

در من کوچهای است
که با تو در آن نگشتهام
سفری است
که با تو هنوز نرفتهام
روزها و شبهایی است
که با تو بهسر نکردهام
و عاشقانههایی که با تو هنوز نگفتهام

افشین_یداللهی

برچسب: نویسنده: ساناز امینی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:57

به هر فصلی غمی، هر صفحه ای انبوهِ اندوهی،
وطن جان! خسته ام، پایانِ خوبِ داستانت کو؟

حسین_جنتی

برچسب: نویسنده: ساناز امینی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:57

صفحه بندی